دوباره اشک دوباره درد دوباره گریه یه مرد

دوباره ضخم دوباره آه

یه بازی پر اشتباه

دوباره می بینم تورو می گم بمون اما برو

گریه هامو نبین برو

به پای من نشین برو

عمرتو پای من نریز به فکر من نباش عزیز

حیفه تو قربونی بشی تو غصه زندونی بشی

 


 

نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 1:8 موضوع | لينک ثابت